چهار شنبه سوری خوش گذشت؟؟
دیشب اولین شب چهار شنبه سوری بود که دخملکم با ما بود. از هیاهوی شهر فرار کرده و به منزل مادری رفتیم تا روح آقای زرتشت رو شاد کنیم. می خواستم از آوا عکس بگیرم که خاطره اولین چهار شنبه سوریش رو داشته باشه اما با صدای اولین ترقه دخملکم ترسید و جیغش در اومد هر چند صداش تو صدای جیغ بچه ها گم شده بود اما صلاح نبود که بیشتر از اون بترسه . پس آقای پدر و دخملی از گرفتن بوی دود معاف شدن!!![]()
و ماهم هی دود خوردیم و چش و چالمون قرمز شد و هی گفتیم : سرخی تو از من ....... زردی من از تو.
چهارشمبه سوری همگی مبارک!![]()
.gif)
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چهار شنبه سوری خوش گذشت؟؟
